خـسـتـگـی
يكشنبه ۸ آبان ۹۰

روزمره شدم .... تو روزمرگی دارم غلط می خورم .... دوست دارم برم یه ماه شمال ... بریم ... یه ماه بریم شمال با یکی دو سه نفر .. فقط خوش باشیم .... مخصوصا الان ... بیخیال همه چی ... از کار و مشغولیات گرفته ... تا زندگی معقولیات ..... تنها چیزی که باعث می شه هنوز کار کنم .. حس مسئولیته ...

باید یه فکر اساسی کرد .....

پ.ن : می خوام یه نیمچه قولی بدم .... بلکه از این حس بیام بیرون .... قول بدم تو این هفته یه مطلب برای بخش کافه وب بنویسم .... بلکه کمی کاری بکنیم ... خارج از روزمرگی ...

پ.ن.2 : چند هفتس حس نوشابه خوردن هم ندارم .... تو خود حدیث مفصل بخوان  از این مجمل

اضافه شده در مــی نــویــســم از ... هـــمــه چــی

نظر شما :
نام     
ایمیل 
وب     


لطفا کد تصوری را وارد کنید

تمامی نظرات مربوط به صفحه خـسـتـگـی ( تاکنون 0 نظر داده شده است. )
25Mordad.com © 2010 Powered By Gcms v1.1±
افـتـتـاح بـیـسـت و پـنـج مـرداد یـکـهـزار و سـیـصـد هـشـتـاد و نـه
پـــایــانــ بـیـسـت و پـنـج مـرداد یـکـهـزار و سـیـصـد نــــــود و نــــه